|
|
|
||||
|
ايا حديث «من كنت مولاه فهذا علي مولاه» صراحتاً خلافت علي را اعلام كرده است شيعه مي گويد:حديث پيامبر «من كنت مولاه فهذا علي مولاه».«هر كس كه من مولاي او هستم علي نيز مولاي اوست». حدیثی که نقل شد: «من كنت مولاه فعلي مولاه» احمد و ترمذي و حاكم[مسند احمد 1/84 -118 ، سنن ترمذي كتاب المناقب 5/633 ح 3713 و گفته است كه اين حديث حسن صحيح است. و حاكم در المستدرك 3/118 و گفته است که بر شرط شيخين صحيح است ولی آن را روایت نکرده اند. آلباني در سلسله الاحاديث الصحيحه 4/330 ح 1750 حكم به صحت آن داده است] آن را روایت کرده اند و هیچ یک از صاحبان کتب صحیح آن را ذکر نکرده اند و همچنان كه ائمة حديث ذكر كرده اند در صحت آن اختلاف است. شيخ الاسلام ابنتيميه ميگويد: اما گفتة «من كنت مولاه فعلي مولاه» در كتب صحيح وجود ندارد، اما علما آن را روايت كرده و در صحت آن اختلاف كرده اند؛ از بخاري و ابراهيم حربي و گروهی از محدثین نقل شده که به این حدیث ایراد وارد کرده و آن را ضعیف دانسته اند. تنها احمد بن حنبل و ترمذی آن را حسن دانسته اند. ابوالعباس بن عقده در جمع طرق اين حديث تصنيفي نوشته است[منهاج السنه 7/319]. ابنحزم مي گويد: و اما حدیث «من كنت مولاه فعلي مولاه» از طريق ثقات اصلاً ثابت نشده است[الفصل 4/224]. حاکم آن را صحیح دانسته و از میان محدثین معاصر، آلبانی آن را صحیح دانسته است. در اینجا هدف، بیان این مطلب اين است كه علما در صحت این حديث اختلاف دارند. و اين برخلاف ادعای شماست است كه ميگويد اين حديث مورد اعتماد و اتفاق شیعه و سنی است. چنان كه گفته شد در صورتي كه بعضي از علما آن را انكار كرده و اصلا آن را صحيح نمي دانند. به فرض صحت حديث، در آن براي ادعاي اماميه مبنی بر منصوص بودن خلافت علی هیچ دلیلی وجود ندارد، چون موالات مذكور در حديث در مقابل معادات است و به معنای ولایت سرپرستی نیست. ابن اثير در النهاية مي گويد: ذكر كلمة مولا در حديث تكراری است، و این کلمه معانی زیادی دارد كه عبارتند از: رب، مالك، سيد، منعم، بردة آزاد شده، یاریگر، محب، تابع، همسايه، پسر عمو، هم پيمان، داماد، برده، آزاد كنندة برده و منعم عليه. اكثر اين معاني در احاديث آمده است و هر كدام بر حسب اقتضاي حديث وارده به کار می رود و هر كس كه متولي امري شود و يا بر آن قيام كند پس او مولي و ولي اوست. مصادر اين اسماء مختلف است: «وَلايت» با فتحه، در نسب و نصرت و بردة آزاد شده به کار می رود. «ولایت» با كسره، در امارت و آزاد كردن برده به کار می رود. و «مُوالات» و عبارت از موالات یک قوم می باشد. حدیث «من کنت مولاه فعلی مولاه» بر اکثر این معانی حمل می شود. شافعی می گوید: مقصود از آن ولاي اسلام می باشد؛ مانند این فرمودة الهی که می فرماید: ﴿ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَأَنَّ الْكَافِرِينَ لا مَوْلَى لَهُمْ﴾. (محمد: 11). «بدان سبب است كه خداوند مولاي مؤمنان است و كافران را مولايي نيست»[النهاية ابن اثير 5/228]. اين معنای لغوی که ابن اثیر از لفظ موالات در حديث ذكر كرده و به قول شافعي استدلال کرده است، همان است که محققین در رد خود بر رافضه آن را مقرر داشته اند. ابونعيم مي گويد: اگر کسی به احادیث استدلال كند و بگويد رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- گفته است: «من كنت مولاه فعلي مولاه»، به وی گفته می شود: این از تو پذیرفته می شود و ما همین را می گوییم، و این فضیلتی آشکار برای علي بن ابيطالب -رضي الله عنه- است و معناي آن اين است هر كه پيامبر -صلى الله عليه وسلم- مولاي اوست، علي و مومنان دوستدار [مولي] او هستند. و دليل آن فرمودة خداوند است كه مي فرمايد: ﴿وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ﴾. (التوبة: 71). «مردان و زنان مومن دوستدار همديگر هستند». این منزلت از طرف پيامبر -صلى الله عليه وسلم- براي علي -رضي الله عنه- بوده و ترغيب و تشويق براي محبت و دوستی اوست، چون كراهيت منافقان و دشمنی آنان بر او ظاهر شده بود. «جز مؤمن کسی تو را دوست نمی دارد و جز منافق کسی تو را دشمن نمی دارد»[مسلم كتاب الايمان 1/86 ح 131]. از ابنعيينه نقل شده كه علي و اسامه با هم جر و بحث کردند، علي به اسامه گفت: تو مولاي من هستي، اسامه گفت: من مولاي تو نيستم، بلكه مولاي من رسول خدا است. پس رسول خدا فرمود: «هركس كه من مولاي او هستم علي هم مولاي اوست». اين مثل همان است که مردم می گویند: فلانی مولای بنی هاشم و مولای بنی امیه می باشد و حقیقت یکی از آنهاست[الامامة والرد علي الرافضه: ابو عيم ص217-22]. شيخ الاسلام ابنتيميه پس از بیان ضعیف دانستن این حدیث از طرف علما ميگويد: ما در جواب آنان می گوییم: اگر پیامبر آن را نگفته باشد که هیچ، و اگر آن را گفته باشد، قطعاً قصد او خلافت پس از او نبوده است، چون لفظ حدیث هیچ دلالتی بر آن ندارد، و چنین امر عظیمی باید به طور روشن و واضح بیان شود، در حدیث دلالت روشنی وجود ندارد که قصد از آن خلافت باشد؛ چون مولا مثل ولی است؛ خداوند میفرماید: ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا﴾. (المائدة: 55). «ولی شما، خدا و رسول و مومنان هستند». و در جای دیگری مي فرمايد: ﴿وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ﴾. (التحريم: 4). «اگر به او پشت كنند، بي ترديد خداوند و جبرئيل و مومنان صالح مولاي او هستند...». بنابراین روشن شد که پیامبر -صلى الله عليه وسلم- ولي مومنان و آنها هم ولي او هستند. همچنان كه روشن شد که خداوند ولی مومنان و آنان ولی او هستند و مؤمنان هم اولیای همدیگر می باشند. پس موالات (دوستی) ضد معادات (دشمنی) است و اگر چه منزلت یکی از طرفین بزرگتر از دیگری باشد، که در این صورت دوستی از طرف او از باب احسان و تفضل می باشد و دوستی از طرف دیگر باب اطاعت و عبادت می باشد. خلاصه میان ولی، مولی و امثال آن و والی (حاکم) تفاوت وجود دارد، چون ولایت ضد عداوت چیزی است و ولایت به معنای امارت چیز دیگری است و در اینجا سخن از معنای نخست است نه دومی. پیامبر -صلى الله عليه وسلم- نگفته است: هر کس که من والی او هستم، علی هم والی اوست، بلکه فرموده است: هر کس که من ولی او هستم علی هم ولی اوست. پس این پندار که مولی به معنای «والی» است، اساساً باطل است؛ چون ولایت از طرفین ثابت میشود، مؤمنان دوستان خداوند هستند و او هم مولای آنهاست[منهاج السنة 7/321-324]. بنابراين روشن شد موالاتي را كه رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- اراده كرده، همان موالات اسلامي است كه ضد عداوت بوده و مستلزم محبت و نصرت است، و مقصود پیامبر -صلى الله عليه وسلم- از موالات مذکور، ولایت به معنای امارت نیست. از این رو هیچ یک از صحابه نه علی و نه دیگران از این حدیث برای خلافت علی استدلال نکرده اند و از هیچ یک از علما که سخنانش در میان امت اسلامی مورد اعتماد باشد، ولايت را به معناي امارت ندانسته است، و لهذا هيچيك از صحابه نه علي و نه كس ديگر از اين حديث براي خلافت علي استدلال نكردهاند و از هيچ يك از اهل علم كه سخنانش ارزش داشته و در ميان امت مورد اعتماد باشد نيز چنين چيزي شنيده نشده است، بلكه فقط رافضيان به آن استدلال كردهاند كه جاهلترين افراد به معانی نصوص بوده و دورترين مردم از فهم درست هستند.
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 17:29 توسط مجاهدمکران
|
|
|||||
|
|||||