تبليغاتX
آیا می دانید حضرت ابوبكر صديق (رض)نخستين جانشين پيامبر عمر فاروق (ض)دومین جانشین رسول خدا عثمان ذي النورين (رض) سومین جانشین رسول خدا علی (رض)چهارمین جانشین رسول خداست سلام بر اهل بیت - الهی در هستی و زندگی

مردم در تفسير و تحليل پديده های هستی بويژه در تفسير و تحليل پديده ای همچون فروپاشی و از هم گسيختگی اجتماعی که تمدنها را از بين می برد و دولتها و نظامهای بزرگ را تغيير می دهد، با يکديگر اختلاف نظر دارند. اين تحليلها به ويژه هنگامی صورت می گيرد که مردم گمان می کنند که قدرت اين حکومت ها ابدی و جاودان است. فيلسوفان، تحليلگران و سياستمداران در درک و فهم آنچه اتفاق می افتد متحير می مانند و هر کس از زاويه اعتقاد و انديشه خود به آن می نگرد. اما مؤمنی که به دين جاودان خود اطمينان دارد، از زاويه خاصی به اين حوادث می نگرد و جريان امور را از دريچه اسلام تفسير کرده و آنها را با ترازوی قرآن می سنجد. مؤمن با تعمق و ژرف نگری در مقدمات پنهان و علل ناپيدای اموری که نتايج آن مشاهده می شود، حقيقت آن را تفسير و تحليل می کند.

مؤمن می داند که هر عقيده ای تأثيری و هر عملی نتيجه ای و هر کنش واکنشی دارد و اين ويژگيها و تأثيرات که خداوند متعال آن را در عقايد، اعمال و اخلاق به وديعه نهاده است، مانند خواصی که خداوند در غذاها و داروها قرار داده است، می باشد و حتی از آنها نيز شديدتر و قوی تر است، زيرا اين ويژگيها، سنت و ناموسی است که خداوند عز و جل هستی را به وسيله آن به جريان انداخته و حوادث آن را پی نهاده است. خداوند متعال اين سنت خود را اين گونه بيان می فرمايد: (و لن تجد لسنة الله تبديلاً) احزاب 62 { در سنت خداوند دگرگونی نخواهی يافت}.

مؤمن در برابر عظمت قدرت الهی و حکمت ربانی خاشع و فروتن می گردد و از آن پند می گيرد و از آنچه مشاهده می کند، متعجب و شگفت زده نمی شود. اين قانون جاويدان خداوند است و اوی متعال انسانها را به صورت فردی و گروهی و نيز ملت ها را به سبب اعمال صالح و اخلاق نيک در دنيا و آخرت تشويق و رحمت، برکت، سلامت، صلح و کرامت را بر آنان نازل می کند و به سبب اعمال نادرست و اخلاق فاسد مجازات و شکنجه می کند. اين قانون الهی در کتاب خداوند عز و جل آمده است: "إن الله لا يظلم الناس شيئاً و لکن أنفسهم يظلمون"{خداوند ذره ای به مردم ستم نمی کند، بلکه اين مردم هستند که به خود ستم می کنند}.

بسياری از مسلمانان از حقيقت اين قانون و سنت غافل مانده و آن را به فراموشی سپرده اند و آنگاه که دچار بلا شده و يا مورد آزمايش و امتحان قرار گرفتند، بر نگون بختی خود می نالند و مسئوليت آن را به گردن هر چيزی، جز خود و کرده های خود، می اندازند. خداوند متعال می فرمايد: "ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ايدی الناس ليذيقهم بعض الذی عملوا لعلهم يرجعون". روم 41 {تباهی و خرابی در دريا  و خشکی به خاطر کارهايی پديدار گشته است که مردم انجام می داده اند. بدين وسيله خداوند، سزای برخی از کارهايی را که انسانها انجام می دهند بديشان می چشاند تا اين که آنان برگردند}. "ما أصابکم من مصيبة فبما کسبت أيديکم و يعفو عن کثير" شوری 30 { آنچه از مصائب و بلايا به شما می رسد به خاطر کارهايی است که خود کرده ايد. او بسياری (از گناهان شما) را نيز می بخشد}. قرآن کريم مصيبت وارده بر مسلمانان در جنگ احد را اين گونه به تصوير کشيده است: (أو لما أصابتکم مصيبة قد أصبتم مثليها قلتم أنی هذا؟ قل هو من عند أنفسکم) آل عمران 165 {آيا هنگامی که به مصيبتی گرفتار شديد می گوييد که از کجاست و حال آنکه دو برابر آن کسب کرده ايد}. از حسن بصری (ره) روايت شده است که ايشان گفتند: هنگامی که اين آيه بر حضرت محمد صلی الله عليه و آله نازل شد، ايشان فرمودند: « قسم به آن کس که جانم در دست اوست هر خراش يا لغزش پايی به علت گناهی است و آنچه خداوند مورد بخشش قرار می دهد بسيار بيشتر است}. از حضرت علی رضی الله عنه نيز روايت شده است که فرمودند، آيا به شما نگويم که از نظر حضرت محمد صلی الله عليه و سلم بهترين آيه کتاب خداوند متعال کدام است؟ آيه (ما اصابکم من مصيبة فبما کسبت أيديکم و يعفو عن کثير) بهترين آيه کتاب خداوند متعال است. {پيامبر (ص) فرمودند} يا علی اين را برايت تفسير خواهم کرد. ما اصابکم من مرض أو عقوبة أو بلاء فی الدنيا فبما کسبت أيديکم. {هر مرض يا مصيبت يا بلايی که در دنيا به آن دچار می شود انعکاسی از کارهای خود شماست} حضرت علی رضی الله عنه می فرمايد: ما نزل بلاء إلا بذنب و لا رفع بلاء إلا بتوبة. هر بلايی به علت گناهی نازل می شود و همه بلاها نيز با توبه از انسان دفع می گردد. يکی از دعاهای هميشگی حضرت محمد (ص) نيز اين بوده است که (اللهم لا تسلط علينا بذنوبنا من لا يرحمنا) {خداوندا به سبب گناهانمان کسانی را که به ما رحم نمی کنند بر ما مسلط مگردان}.

به هر حال، اين قانون جاودان الهی است (إن الله لا يغير ما بقوم حتی يغير ما بأنفسهم) رعد 11{خداوند حال و وضع هيچ ملتی را تغيير نمی دهد مگر آن که آنان احوال خود را تغيير دهند}. (ذلک بأن الله لم يک مغيراً نعمة أنعمها علی قوم حتی يغيروا ما بأنفسهم) انفال 53 { اين بدان خاطر است که خداوند هيچ نعمتی را که به گروهی داده است تغيير نمی دهد مگر آنکه آنان حال خود را تغيير دهند} اگر اين تغيير و تحولات داخلی در ميان ملتی، آن را به سوی خير و صلاح و نيکی سوق داد، امنيت و ثبات و عزت و فرمانروايی و دوام نعمت و برکت و افزايش آن به وجود می آيد. (لئن شکرتم لأزيدنکم ) ابراهيم 9 {اگر شکر کنيد (بر نعمتهايی که به شما داده ام) می افزايم}. عکس آن نيز صادق است. خداوند منان می فرمايد (و إذا أردنا أن نهلک قرية أمرنا مترفيها ففسقوا فيها فحق عليها القول فدمرناها تدميراً )اسرا 16{هرگاه بخواهيم شهر و دياری را نابود گردانيم، افراد دارا و خوشگذران و شهوتران آنجا را سردار و چيره می گردانيم و آنان در آن شهر و ديار به فسق و فجور می پردازند. پس فرمان خداوند بر آنجا واجب و قطعی می گردد و آنگاه آن مکان را سخت درهم می کوبيم (و ساکنانش را هلاک می کنيم}يعنی اينکه ما آنان را به اطاعت از دستورات الهی و پيروی از پيامبرش و انجام اعمال نيک و اجتناب از فساد بر روی زمين فرا خوانديم، اما آنان کفر پيشه ساخته و فسق و فجور کردند به همين دليل مستحق مجازات خداوند شدند و او نيز آنان را رسوا ساخت و نابود گردانيد و به هلاکت رساند. در قرائت ديگری آمده است (أمّرنا) يعنی اين که خداوند متعال به شهوترانان ديکته کرد و آنان بر مردم امير شده و به آنچه به ايشان داده شد، مغرور گشتند و به نافرمانی از دستورات الهی مشغول شدند و از پيروی از رسولش سر باز زدند. آنان فساد و فجور به راه انداخته و ستمگری پيشه کردند به همين سبب مستحق خشم و غضب خداوند شدند. هنگامی که از فاروق رضی الله عنه سؤال شد که آيا احتمال دارد روستاهايی که در آنها عمران و آبادی شده باشد، روزی نابود شوند؟ ايشان پاسخ دادند، اگر فاجران آن بر نيکان و نيکوکاران آن غلبه کردند و منافقان بر ساکنانش حاکميت يافتند، اين اتفاق به وقوع می پيوندد (به روايت امام احمد)

 آری، چنين اتفاقی به اين سبب رخ می دهد که آنان هنگامی که بر همه چيز مسلط شدند، فاجران و فاسقانی مانند خود را به امارت گماشته و به گسترش فساد و ستمگری می پردازند به همين سبب پاداش نيز از جنس همان عمل خواهد بود.

ممکن است کسی بگويد که پس چرا برخی صالحان به بلا و بيماری دچار می شوند و گاهی نيز بلاهای مختلف بر آنان (صالحان ) نيز نازل می شود. پرسش ديگر اينکه چرا کودکان و شيرخوارانی که هنوز به سن تکليف نرسيده اند و هيچ گناهی ندارند و يا کسانی که صاحب هيچ قدرت و نيرويی نيستند به برخی بيماری ها دچار می شوند؟ در پاسخ بايد گفته شود که اولاً ما هميشه به حکمت خداوند که در ماورای همه حوادث قرار دارد، آگاهی کامل نداريم و اين درست همان چيزی است که برای موسی عليه السلام در جريان آشنايی با خضر عليه السلام اتفاق افتاد و نتوانست بر آن صبر کند و پس از آن که خضر عليه السلام علل ناپيدای آن مسائل را برای او تشريح کرد، حکمت خفيه الهی برای حضرت موسی (ع) آشکار گشت. همچنين بايد گفت که بزرگی برخی منکرات و مفاسد تأثيری دارد که بر اثر آن برخی از کسانی را نيز که هيچ ارتباطی با اين گناهان ندارند، در بر می گيرد. همان گونه که خداوند متعال در کلام مبارکش می فرمايد، (و اتقوا فتنة لا تصيبن الذين ظلموا منکم خاصة و اعلموا أن الله شديد العقاب) انفال 25 {خويشتن را از بلا و مصيبتی به دور داريد که تنها دامن گير کسانی نمی گردد که ستم می کنند و بدانيد که خداوند دارای کيفر سخت و مجازات شديد است}.

برخی اين را قانون مجازات گروهی و يکی از سنت های الهی در هستی به شمار می آورند. در حديثی متفق عليه که زينب بنت جحش رضی الله عنها از پيامبر گرامی اسلام حضرت محمد (ص) روايت کرده است، ايشان در پاسخ به پرشس من که پرسيده بودم يا رسول الله آيا در حالی که در ميان ما صالحانی حضور دارند، ما به هلاکت می رسيم، فرمودند: آری اگر پليدی ها زياد شود. {حديث 189 از رياض الصالحين امام نووی}. امام ترمذی نيز با سند خود از عائشه رضی الله عنه و ايشان هم از پيامبر (ص) روايت کرده است که رسول خدا فرموده است، در پايان کار اين امت (آخرزمان) برخی از آنان به وسيله زمين بلعيده می شوند، برخی به حيوانات تبديل می گردند و برخی نيز يکديگر را لعنت می کنند. از ايشان پرسيدم آيا در حالی که صالحان در ميان ما زندگی می کنند هلاک می شويم؟ ايشان فرمودند، آری اگر پليدی آشکار شد. امام ترمذی از حضرت حذيفه رضی الله عنه روايت می کند که پيامبر (ص) فرموده است، قسم به کسی که جان من در دست اوست، شما يا امر به معروف و نهی از منکر می کنيد يا اينکه خداوند متعال شما را مجازات می کند و پس از آن نيز دعا می کنيد ولی دعايتان مستجاب نمی شود. {حديث 193 رياض الصالحين امام نووی}.

در حديث ديگری نيز آمده است، اگر مردم ظالمی را ببينند که به ستمکاری مشغول است و او را از اين کار بازندارند، خداوند متعال همه آنان را مجازات می کند. حديث 197 رياض الصالحين.

ابو داود و ابن ماجه با سند خود از جرير بن عبدالله رضی الله عنه روايت می کنند که ايشان گفت: من از پيامبر اسلام شنيدم که فرمود: (ما من رجل يکون فی قوم يعمل فيهم بالمعاصی يقدرون أن يغيروا عليه و لا يغيرون إلا أصابهم الله منه بعقاب قبل أن يموتوا) {اگر فردی در ميان ملتی به فساد و تباهی مشغول گردد و آن ملت قادر به جلوگيری از انجام منکرات به وسيله او باشند، اما اين کار را انجام ندهند، همه آن ملت پيش از مرگ (در دنيا) مجازات خواهند شد}. جابر رضی الله عنه نيز از حضرت محمد (ص) روايت می کنند، " خداوند عز و جل به جبريل عليه السلام امر کردند که فلان شهر را ويران کن. جبريل عرض کرد، پروردگارا، در آنجا فلان بنده تو ساکن است که تاکنون لحظه ای از فرمان تو سرپيچی نکرده است. پروردگار فرمودند، آن را خراب کن، زيرا آن فرد (عابد) چهره خود را هيچ گاه برای من برافروخته نکرد (او هيچ گاه با مشاهده گناه ديگران ناراحت نشد). خداوند متعال برای ما يادآوری فرموده است که برخی از گناهان مجازات های ويژه ای از جمله ابتلا به بلاها و آفات دنيايی و يا آخرتی دارند. برای توضيح اين مسئله حديثی از حضرت رسول (ص) را ذکر می کنيم. ( ای مهاجران به شما هشدار می دهم که اگر پنج صفت در شما پيدا شود ـ از آنکه شما به آن گرفتار شويد به خداوند پناه می برم ـ بلاهای گوناگونی بر شما نازل می گردد. اگر ملتی به فحشا روی آورد خداوند متعال آن ملت را به طاعون و گرسنگی مبتلا می کند. اگر قومی در معامله خيانت کند، خداوند محصولات آنها را به آفت مبتلا و قحطی و گرانی و ستم حکمران را بر آنان نازل می کند. اگر ملتی از پرداختن زکات مال خود امتناع کند، بی آبی و خشکسالی بر آن نازل می گردد. اگر پيمان شکنی کند، خداوند دشمنانش را بر او مسلط می گرداند و اين دشمنان نيز منابعی که در دست اين ملت است از آن می گيرد. اگر سران و امرای قومی به کتاب خداوند حکم نکنند، خداوند اختلاف ميان آنان را شديد می گرداند) حديث 106 از سلسله احاديث صحيح آلبانی .حاکم از ابن عباس رضی الله عنهما و ايشان از پيامبر اسلام (ص) روايت کردند که (إذا ظهر الزنا و الربا فی قرية فقد أحلوا بأنفسهم عذاب الله) {اگر در منطقه ای زنا و ربا شايع شود، ساکنان اين منطقه خود را مستحق عذاب خداوند ساخته اند}. ابن ماجه و ترمذی و حاکم نيز با اسناد خود از حضرت محمد صلی الله عليه و آله و سلم روايت کرده اند که: (ما من ذنب أجدر أن يجعل الله لصاحبه العقوبة فی الدنيا فی ما يدخر له فی الآخرة من البغی و قطيعة الرحم) {هيچ گناهی به اندازه دو گناه سرکشی و قطع صله رحم به مجازات در دنيا مستحق تر نيست (زيرا مجازات اين دو گناه در قيامت بسيار سنگين و سخت است)}. از عبدالله بن مسعود نيز روايت شده است که ( إذا ظهر الزنا و الربا فی قرية أذن الله بهلاکها) {اگر زنا و ربا در منطقه ای رواج يافت، خداوند فرمان نابودی آن را صادر می کند} مجاهد می گويد، هنگامی که خشکسالی فرا می رسد و باران نمی بارد حيوانات انسانهای گناهکار را لعنت می کنند و می گويند اين خشکسالی به سبب گناهان بنی آدم است. عکرمه می گويد، جانوران می گويند، ما به سبب گناهان بنی آدم از باران و آب محروم شده ايم. خداوند متعال برخی از عبادات را نيز به صورت ويژه در دنيا و آخرت پاداش می دهد. خداوند تبارک و تعالی در قرآن کريم می فرمايد: (فقلت استغفروا ربکم إنه کان غفاراً يرسل السماء عليکم مدراراً و يمددکم بأموال و بنين و يجعل لکم جنات و يجعل لکم أنهاراً) نوح 10 تا 12 {و به آنان گفته ام از پروردگار خويش طلب آمرزش کنيد که او بسيار آمرزنده است (و اگر چنين کنيد) خداوند از آسمان بارانهای پر خير و برکت را پياپی می باراند و با اعطای دارايی و فرزندان به شما کمک می کند و باغ های سر سبز و فراوان و بهره شما می سازد و رودبارهای پر آب در اختيارتان می گذارد} . ( و لو أن أهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا عليهم برکات من السماء و الأرض) {اگر ساکنان اين سرزمين ايمان آورند و تقوا پيشه کنند، ما برکات آسمان و زمين را به روی آنان می گشاييم.}. ( يا أيها الذين آمنوا اتقوا الله و قولوا قولاً سديداً يصلح لکم أعمالکم و يغفر لکم ذنوبکم) احزاب 70 و 71. {ای مؤمنان از خدا بترسيد و سخن حق و درست بگوييد. در نتيجه اعمالتان را بايسته می کند و گناهانتان را می بخشايد} (من يتق الله يجعل له مخرجاً و يرزقه من حيث لا يحتسب) طلاق 2 و 3 { هر کس که تقوای الهی پيشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می سازد و به او از جايی که تصورتش را نمی کند، روزی می رساند} حضرت محمد (ص) می فرمايد: « ليس شیء اطيع الله فيه أعجل فيه ثواباً من صلة الرحم و ليس شیء اعجل عقوبة من البغی و قطيعة الرحم و اليمين الفاجرة تدع الديار بلاقع » (فقراء) حديث 978 از سلسله احاديث صحيح آلبانی.(هيچ عمل نيکی بيشتر از صله رحم به تعجيل پاداش از سوی خداوند متعال شايسته تر و هيچ گناهی از سرکشی و  قطع صله رحم به مجازات مستحق تر نيست و سوگند دروغ نعمتها را از سرزمينی که اين گناه در آن انجام می شود، دور می کند) ايشان همچنين فرموده اند: «من أحب أن يبسط له فی رزقه و ينسأ له فی أثره فليصل رحمه »{هر کس که دوست داشته باشد که روزی اش زياد و عمرش طولانی شود، صله رحم به جا آورد.}  « ما زاد الله رجلاً بعفو إلا عزاً » {اگر فردی از تقصير ديگران بگذرد خداوند بر عزت و احترام او می افزايد} « ما من يوم يصبح العباد فيه إلا ملکان ينزلان فيقول أحدهما اللهم أعط منفقاً خلفاً و يقول الآخر اللهم أعط ممسکاً تلفاً » {هر روز صبح دو فرشته بر زمين نازل می شوند. يکی دعا می کند که خداوندا به هر کس که بخشش کند، برکت بيشتری عطا فرما و مال هر کس را که از انفاق خودداری کند، تلف کن} متفق عليه حديث 295 رياض الصالحين. « من کانت الآخرة همه جعل الله غناه فی قلبه و جمع له شمله و أتته الدنيا و هی راغمة و من کانت الدنيا همه جعل الله فقره بين عينيه و فرق عليه شمله و لم يأته من الدنيا إلا ما قدر له» {هر کس که هم و غمش آخرت باشد، خداوند او را غنی می سازد ( دلش را از طمع آسوده می گرداند) و پراکندگی فکری او را سامان می بخشد ( تشويش و نگرانی ذهنی اش را بر طرف می کند) و دنيا به او روی می آورد، اما او از دنيا فرار می کند و هر کس که به دنيا علاقه نشان دهد، خداوند فقرش را در پيش چشم او قرار می دهد (احساس فقر بر او مستولی می گردد) و افکارش را پراکنده می گرداند ( و او را حيران و سرگردان می کند) و در دنيا تنها آنچه برای او مقدر است، به او می رسد} سلسله احاديث آلبانی.

ترمذی به سند خود از پيامبر صلی الله عليه و سلم روايت می کند که ايشان فرموده اند: لا يرد الدعاء إلا القضاء و لا يزيد فی العمر إلا البر) حديث 154 از سلسله احاديث صحيح استاد آلبانی {دعا بلا را دفع می کند، و نيکوکاری عمر را طولانی می کند}.

عموماً مشاهده می شود که قدرت تقوا حتی در اتم نيز تأثير می گذارد. در مقابل، قدرت معصيت نيز در فساد اتم آن مؤثر است. برای اثبات اين مدعا می توان به دليل خضر عليه السلام برای ساخت دوباره ديوار به منظور حفظ گنج دو کودک يتيم اشاره کرد. قرآن کريم می فرمايد ( و کان ابوهما صالحاً ) { پدر آن دو کودک صالح بود}کهف 82. ممکن است اين پرسش مطرح شود که چرا مشاهده می شود که درهای نعمت در دنيا به سوی کافران گشوده شده و مشکلات دنيا آن گونه که بر ما نازل می شود، بر آنان نازل نمی گردد با وجودی که آنان کافر، فاجر و فاسدند. بايد گفت که آنان مردمی هستند که خداوند متعال پاکيهای زندگی دنيايی را ـ همان گونه که در روايت آمده است ـ برای آنان فراهم آورده است تا در آخرت بهانه ای در برابر خداوند متعال نداشته باشند. علاوه بر آن، مؤمن از اين راه مورد آزمايش قرار گرفته و يقينش از سوی اوی متعال سنجيده می شود. از سوی ديگر اين نعمتها سنت "استدراج" از سوی خداوند متعال تلقی می گردد. خداوند به آنان مهلت می دهد تا آنکه خشم خداوند شامل آنان شده و آنان را به يکباره از دنيا می گيرد و در آخرت نيز هيچ زادی نخواهند داشت. اين سخن در حديثی متفق عليه مورد تأکيد قرار گرفته است. (إن الله ليملی للظالم فإذا أخذه لم يفلته ) پيامبر (ص) پس از گفتن اين جمله اين آيه را تلاوت کردند که " و کذلک أخذ ربک إذا أخذ القری و هی ظالمة إن أخذه أليم شديد" {مجازات پروردگار تو اين گونه است اگر (اراده کرد) که (ساکنان) شهرها و آبادی ها را به خاطر ستمکاريشان مجازات کند. به راستی که عقاب خدا دردناک و سخت است}. حديث 207 رياض الصالحين.

خداوند متعال هر کس را که کار نيکی انجام دهد در دنيا پاداش می دهد حتی اگر اين کار به خاطر خداوند انجام نشده باشد تا آنکه انجام دهنده آن کار هنگام فرا رسيدن روز قيامت حسنه ای در برابر آن از خداوند طلب نکند. از طرف ديگر ما مشاهده می کنيم که آنان با مشکلات روحی و جرم و جنايت اجتماعی و مجازاتهايی از جمله گسترش بيماريهای ناشناخته و مرموز که بر اثر کفر ورزيدن آنان بر ايشان نازل می شود، مجازات می شوند.

علاوه بر آن خداوند متعال گاهی نيز برخی از ستمگران را به علت فساد و جنايتها و ستمهای برخی ديگر بر آنان مسلط می کند و به دست گروهی از گروه ديگر انتقام می گيرد. (و کذلک نولی بعض الظالمين بعضاً بما يکسبون) {و برخی از ستمگران را بر گروهی ديگر از آنان به سبب گناهانی که مرتکب شده اند، مسلط می کنيم}. امام احمد نيز با سند خود از پيامبر اسلام روايت می کند که، إذا رأيت الله عز و جل يعطی العبد من الدنيا علی معاصيه ما يحب فإنما هو استدراج){ اگر مشاهده کرديد که خداوند عز و جل چيزهايی را که بنده ای گناهکار دوست دارد به او می دهد، بدانيد که اين عمل استدراج است} ايشان سپس اين آيه را تلاوت فرمود که، "فلما نسوا ما ذکروا به فتحنا عليهم أبواب کل شیء حتی إذا فرحوا بما أوتوا أخذناهم بغتة فإذا هم مبلسون" انعام 44 { هنگامی که آنان پندها و اندرزها را فراموش کردند درهای همه چيز (نعمتها) را به روی آنان گشوديم و هنگامی که به آنچه به ايشان داده شد شاد و مسرور گشتند، به ناگاه ايشان را بگرفتيم و آنان مأيوس و متحير ماندند} حديث 413 از سلسله احاديث صحيح گردآوری شده از سوی استاد آلبانی.

اما هر مصيبتی که بر مؤمن وارد شود تا زمانی که به دين خود تمسک جسته باشد، برای او مايه خير و نيکی و رحمت خواهد بود، حال اين مصيبت هرچه باشد. از يک سو می تواند کفاره گناه او باشد، از سوی ديگر می تواند بر حسنات او بيفزايد. خداوند متعال از طريق اين مصيبت همچنين اوليای خود را مورد آزمايش قرار داده و در صورتی که از آن سربلند بيرون آيند، درجات ايمانی آنان را بالاتر می برد تا آنکه به ملاقات پروردگارشان نايل شوند و هيچ گناهی در پرونده اعمالشان موجود نباشد. علاوه بر اين شايد به وسيله اين بلا بلائی شديدتر از گردن او برداشته شده باشد و نيز از طريق آزمايش و ابتلا شخصيت فرد و جماعت را پالايش می کند. پس از همه اينها، بلا می تواند برای صابران رستگاری و خشنودی و سعادت عقبی ذخيره کند. امام مسلم نيز به سند خود از صهيب رضی الله عنه روايت کرده است که ايشان از دهان مبارک حضرت محمد (ص) شنيده اند که: عجباً لآمر المؤمن إن أمره کله له خير و ليس ذلک لأحد الا للمؤمن، إن اصابته سراء شکر فکان خيراً و إن أصابته ضراء صبر فکان خيراً له.( مسئله مؤمن بسيار شگفت است. همه چيز برای او خير و برکت است و تنها او از اين خير و برکت برخوردار است. اگر خيری به او برسد شکر می کند و اين نيز برای او به نيکی به پايان می رسد و اگر ضرری به او برسد صبر پيشه می کند و اين نيز برای او نيکی محسوب می شود).

امام مسلم و امام احمد با سند خود از نبی اکرم (ص) روايت می کنند که، إن الله لا يظلم مؤمناً حسنته يعطی بها و فی رواية يثاب عليها الرزق فی الدنيا و يجزی بها فی الآخرة، اما الکافر فيطعم بحسنات ما عمل بها لله فی الدنيا حتی إذا أفضی إلی الآخرة لم تکن له حسنة يجزی بها) { خداوند نيکی را که مؤمن انجام داده باشد، هيچ گاه نابود نمی کند، در برخی روايتها آمده است که پاداش نيکوکاری خود را در دنيا می دهد و در آخرت نيز او را به واسطه همان نيکی تکريم می کند، اما کافر از نيکيهايی برخوردار می شود که به خاطر خداوند در دنيا انجام داده است تا آنکه در آخرت نيکی در دست نداشته باشد تا به خاطر آن به او پاداش داده شود} حديث 53 سلسله احاديث صحيح.

انس رضی الله عنه نيز از پيامبر (ص) روايت می کند که، «إذا أراد الله بعبده الخير عجل له العقوبة فی الدنيا و إذا أراد بعبده الشر أمسک عنه ذنبه حتی يوافی به يوم القيامة» { اگر خداوند برای بنده ای از بندگانش نيکی اراده کند، او را در دنيا مجازات می کند و اگر برای بنده ای شر مقدر کرده باشد، او را در آخرت به سبب گناهش مجازات می کند} حديث 43 رياض الصالحين.

اکنون وضعيت مسلمانان را مورد بررسی قرار می دهيم تا بدانيم که آنان چقدر از ياری و کمک پروردگار جهان فاصله دارند و خداوند متعال به چه ميزان رحمت و لطف خود را شامل حال ما و همه مردم کرده است. اگر او می خواست می توانست ما را نابود سازد، اما وعده حق او و در پاسخ به درخواست حضرت محمد (ص) اين است که امت اسلام را به صورت عمومی مورد عذاب قرار ندهد. علاوه بر آن فضل و رحمتش بر امت محمد (ص) اين بوده که استغفار را به عنوان نامه امان امت اسلامی از عذاب همگانی قرار داده است ( و ما کان الله معذبهم و هم يستغفرون) انفال 32{ تا زمانی که (مسلمانان) استغفار کنند خداوند آنان را عذاب نمی کند} حکمت و رحمت او بر اين استوار است که هر بلايی که از دشمنان در طول تاريخ به ما می رسد تنها زيان و اذيت باشد تا مجازاتی اندک برای ما محسوب گردد. (لن يضروکم إلا إذی ...) آل عمران 111 { زيان دشمنان برای شما در حد آزار خواهد بود} (وإن تصبروا و تتقوا لا يضرکم کيدهم شيئاً ...) آل عمران 120 { اگر صبر کرده و تقوا پيشه کنيد حيله گری آنان هيچ زيانی به شما نمی رساند}.

تحقيرها و بد بختيها و مشکلات و نيز يورش دشمنان به ما بخشی از مجازات های الهی و ابتلايی است که مسلمانان با آن مواجهند.

اکنون ببينيد که اعمال هلاکت باری که بر جوامع ما حکمفرما شده است تا به چه اندازه است. در رأس اين اعمال عدم حاکميت قانون اسلامی و شيوع ربا در اقتصاد و بانکداری ما و دوری از نماز، خودداری از پرداخت زکات و گسترش مشروب خواری و زنا قرار دارد. علاوه بر همه اينها، اوليای خداوند که امر به معروف و نهی از منکر کرده و در راه خداوند جهاد می کنند، تحت تعقيب قرار می گيرند.

شايد کسی بگويد، در همه حال ما مسلمانيم. هر چقدر هم که گناه کرده باشيم، به اندازه کفر دشمنانمان و مفاسد آنان نمی رسد، پس چگونه است که آنان بر سرزمينهای ما مسلط شده و ما را به بردگی گرفته اند. در جواب اين پرسش بايد گفت، اين تفکر نيز يکی از موارد ابتلای ماست که عمر فاروق رضی الله هنگامی که سعد بن ابی وقاص فرمانده قهرمان سپاه اسلام را برای مقابله با ارتش رستم فرخزاد به سوی عراق گسيل می کند، نسبت به آن تذکر می دهد. چه جالب است که اين وصيت جاويد فاروق اعظم را که لايق آن است که به آب طلا نوشته شود، برای شما يادآوری کنيم. (اما بعد: من به تو و کسانی که با تو همراهند دستور می دهم که در همه حال تقوای الهی را پيشه خود سازيد، زيرا "تقوای الهی" بهترين تجهيزات بر ضد دشمن و قوی ترين سپر در جنگ است. به تو و کسانی که با تو همراهند دستور می دهم که نسبت به گناه بيشتر از دشمن بترسيد، زيرا گناه ارتش اسلام برای نيروهايش از دشمن خطرناک تر است. مسلمانان تنها به سبب گناهان دشمنانشان بر آنان پيروز می شوند. اگر اين نبود ما هيچ برتری بر آنان نداشتيم، زيرا نه تعداد ما به اندازه آنان است و نه تجهيزات ما با آنان برابری می کند. اگر ما با آنان در گناه برابری کنيم آنان در قدرت از ما برترند. اگر گناهکار نباشيم با وجود برتری تعداد و تجهيزات آنان، بر آنان چيره می شويم. آگاه باشيد که حافظانی از سوی خداوند در سفر با شما هستند که از اعمال شما آگاهی دارند. از آنان حيا کنيد و در زمانی که در راه خدا هستيد از ارتکاب به معصيت خودداری کنيد. نگوييد که دشمن ما شرور تر از ماست و اگر گناهی نيز مرتکب شديم خداوند دشمن را بر ما مسلط نمی کند. چه بسا اقوامی که شرور تر از آنان بر آنها سيطره يافته اند. همچنان که خداوند متعال به سبب گناهان بنی اسرائيل، کافران مجوسی را بر آنان مسلط کرد و آنان را در سرزمينهای مختلف آواره کردند و اين وعده پروردگار به اجرا درآمد. همان گونه که از خداوند متعال پيروزی بر دشمنان را طلب می کنيد از او بخواهيد که شما را بر نفسهايتان پيروز گرداند (مسلط کند). من نيز آن را برای خود و شما از خداوند متعال طلب می کنم.

در پايان، ای مسلمانان همگی _ فردی و گروهی، رئيس و مرئوس ـ بايد خود را سرزنش کنيم و ناتوانی و شکست خود را به عوامل خارجی مربوط نکنيم. منظور من از سرزنش خود اين نيست که خود را کاملاً سست گردانيم و از زندگی نا اميد شويم و از جبران ما فات غافل گرديم، بلکه مقصودم اين است که اين سرزنش انگيزه ما را در جبران نواقص و تقصيرات بيشتر کند و ما را به توبه از گناهان و اصلاح علم و عمل و رفتار وادارد. اين درست همان کاری است که صاحبان آن باغ هنگامی که هشدار خداوند را به چشم خود ديدند، آن گونه عمل کردند (فأقبل بعضهم علی بعض يتلاومون قالوا يا ويلنا إنا کنا طاغين...)قلم 30 و 31{ پس به يکديگر رو کردند و زبان به سرزنش يکديگر گشودند. گفتند وای بر ما، ما مردمان نافرمان و سرکشی بوده ايم}. تنها خداوند ياری دهنده حقيقی است و او به راه راست هدايت می کند. الحمد لله رب العالمين

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 19:1  توسط مجاهدمکران  | 

 

salam irani